على ربانى گلپايگانى

157

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

او مقدرة . . . » « 1 » . مرحوم مظفر نيز همين تعريف را برگزيده است « 2 » . محقق طوسى ( رحمه اللّه ) در اساس الاقتباس ، از قضاياى حقيقيه ذكرى به ميان نياورده و گفته است : مقصود از وجود موضوع در حمليهء موجبه ، اعم از وجود خارجى و ذهنى است . « مراد آن است كه موضوع موجود بود بوجودى كه از اين اقسام عامتر است » « 3 » . از ظاهر اين كلام استفاده مىشود كه وى نيز قضاياى حقيقيه را نوعى از قضاياى خارجيه تلقى نموده است . 2 - محكوم عليه در قضاياى حقيقيه ، نه وجود خارجى است و نه وجود ذهنى ، بلكه عبارت از طبيعت موضوع است . البته طبيعت بما هى هى حكم خاصى ندارد ، و حكم خواه‌ناخواه مربوط به مصاديق خارجى موضوع است ، لكن اين نه بدين خاطر است كه حكم ، از آغاز ناظر به افراد خارجى موضوع است و مفهوم موضوع از قبيل عنوان مشير و جمع در تعبير مىباشد ، بلكه حكم در حقيقت متعلق به طبيعت و ذات موضوع شده است و قهرا مصاديق خارجى را نيز شامل مىشود ، و به همين جهت شمول حكم نسبت به افراد محقق در خارج و افراد مقدر يكسان است ، نه به جهت اينكه براى افراد مقدّر ، فرض وجود شده است ، بلكه بدين جهت كه محكوم عليه طبيعت است ، و هرفرد و مصداقى كه مندرج در آن باشد ، ( خواه محقق و خواه مقدّر ) متعلق حكم مذكور در قضيه خواهد بود . از كسانى كه بر اين نظريه پافشارى زياد نموده است ، متفكر شهيد مطهرى ( رحمه اللّه ) است ، ايشان معتقدند كه قضيه حقيقيه براى نخستين بار توسط بو على در منطق مطرح گرديد ، و او همين معنا را از آن در نظر داشت ، ولى بعدها

--> ( 1 ) شرح منظومه ، بخش حكمت ، غرر في بيان مناط الصدق في القضايا . ( 2 ) المنطق ، ج 2 ، تقسيمات الحملية . ( 3 ) اساس الاقتباس ، ط دانشگاه تهران ، ص 90 .